جليل عرفان منش

153

جغرافياى تاريخى هجرت امام رضا ( ع ) از مدينه تا مرو ( فارسي )

شوره‌ناك ، و ريگ بوم است و زراعت خوب آيد . « 103 » لسترنج دربارهء شهر مرو مىنويسد : مرو در امتداد مرغاب يا « مرو رود » واقع است ، اين رود از جبال غور واقع در شمال خاورى هرات سرازير شده و به مرو كوچك مىرسد و از آنجا به سمت شمال منحرف و به طرف مرو بزرگ مىرود و در آنجا به نهرهاى بسيارى منشعب شده و بالاخره در ريگستان « بيابان غز » ناپديد مىشود . اين ريگستان با مرداب تجند يا رودخانهء هرات در يك عرض جغرافيايى قرار دارد ولى هفتاد ميل در سمت خاورى آن است . علاوه بر شهرهاى متعددى كه در ساحل مرغاب واقع است ربع مرو ، شامل نقاطى نيز مىباشد كه در مسير شاهراه بزرگ خراسان آن سوى مرو ، شمال خاورى رود جيحون در آمل يعنى معبر راهى كه به بخارا مىرود واقع‌اند . اسم مرغاب ( بضم و يا فتح ميم ) چنان كه ابن حوقل گويد در اصل « مرو آب » بوده ، ولى اصطخرى مىنويسد : مرغاب اسم محلى است كه آن رود از آنجا سرچشمه مىگيرد . مقدسى كه مرغاب را رود مروين يعنى رود دو مرو ناميده ، مىنويسد : اين رود تا مرو عليا ( مرو كوچك ) جريان يافته سپس به مرو سفلى ( مرو بزرگ ) مىرود . در يك منزلى جنوب مرو بزرگ مجراى رود را با سدّى كه از چوب تدارك شده بود انباشته بودند و آب پشت آن سدّ مىايستاد . « 104 » مرو بزرگ كه به « مرو شاهجان » معروف بود معرب « شاهگان » فارسى است و به معنى شاهانه و شاهوار است . ياقوت و بعضى از نويسندگان ديگر معتقدند كه شاهجان به معنى « جان شاه » است . مرو بزرگ چنان كه اصطخرى و ابن حوقل و مقدسى مىگويند مشتمل بود بر قلعهء داخلى يعنى قهندزى كه در مكانى مرتفع جاى داشت و به اندازهء يك شهر بود . گرداگرد قهندز شهر داخلى قرار داشت و داراى چهار دروازه بود و بيرون اين شهر حومهء پهناورى واقع بود كه تا كنار نهرهاى بزرگ كشيده مىشد . دروازه‌ها موسوم بودند به « دروازهء شهر » ( در جنوب باخترى ) كه بر سر راه

--> ( 103 ) - حافظ ابرو ، جغرافياى حافظ ابرو ، قسمت ربع خراسان ( هرات ) ، ص 61 . و همچنين اصطخرى ، مسالك الممالك ، ص 205 . ( 104 ) - لسترنج ، جغرافياى تاريخى سرزمينهاى خلافت شرقى ، ص 4 - 423 ؛ اصطخرى ، مسالك الممالك ، ص 1 - 260 ؛ ابن حوقل ، صورة الارض ، ص 315 ؛ مقدسى ، احسن التقاسيم ، ص 1 - 330 ؛ ياقوت ، معجم البلدان ، 2 / 777 ؛ حمد اللّه مستوفى ، نزهة القلوب ، ص 314 .